
در خیابان حسد
تک و تنها
.بودم
کوچه هایش همه آز
خانه هایش همه پوچ.
مردمانش به که دارند نیاز؟
مردمان از همه رنگ
از سیه تا به سیاه
مردمان چشم به دستان هم اند
و به دل
عاشق مرگ
از برای همه اند.
مردمان
خنده به لب
گوش به تو
در مقابل به تو خنجر
همه ازپشت زنند.
عجب است
عجب از شهرو دیار است مرا
عجب از رشک و حسد
عجب از سنگدلی
عجب از عشق گلی
که سرا پا همه را
می کند بهت خودش.

